محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
70
تحفه خانى ( فارسى )
آنچه ضررش كمتر باشد و مريض به آن مايل باشد ايراد بايد كرد زيرا كه بسيارست كه طبيعت اعانت ( بكسر ) و غلبه بر مرض كرده مرض را متاصل مىسازد و از جمله قوانين مرعيه آنست در علاج كه هرگاه كه اگر مرضى از امراض وجع به آن مرض جمع شود كه در آن مرض محتاج بفصد يا حجامت باشد اوّل تسكين وجع حتى الامكان بايد كرد و اگر در اوجاع احتياج بواسطه تسكين وجع بمجذرى باشد بايد كه تجاوز از پوست خشخاش ننمايد مگر آنكه ضرورت قوى باشد مثل وجع شديد در قولنج كه مهلك است و درين صورت احتياج بافيون مىشود اگرچه درين مقام علاج بمخدر متافى قانون علاج است ظاهرا زيرا كه قولنج عبارت از احساس اثقالى است در امعا و مخدر موجب تغليظ ماده مرض و ممدّ انسداد و چون وجع شديد بالفعل موجب هلاك است بس تسكين وجع از ضرورياتست بمجذر مىباشد بايد كرد دفع سدّه و احساس بحقنه بايد كرد پس درين صورت اختيار افيون مخدرى است بايد كرد و از وصاياى اطبا اينست كه اگر ادويه غير مخدره در علاج كافى باشد استعمال مخدر باشد نكند اگر ضرورى قوى باشد استعمال او در اعضاء ظاهره كنند بهتر باشد از آنكه در اعضاى ظاهره نيز اگر غير رئيسه باشد و شريفه واقع شود بهتر باشد زيرا كه تخدير اعضاى رئيسه موجب نفرت روح است از آن عضو و بلادت در ذكاى حسّ آن عضو و دريا بندگى بواسطه روحيست كه در دست و اگر اثر تخدير قوى شود موجب هلاكتست امراضى كه ظاهر اعضاست و مراد به ظاهر اعضاء آنست كه ماخوذ از محسوسات باشد مثل رنگ بشره محل لمس و آن امراض دلالت بر امراض باطنه مىكنند و مستدل از امراض ظاهره بر امراض باطنه را واجبست كه عارف بتشريح اعضا و مشاركات ايشان باشد و منافع و مضار اينها داند و بعد از آن اعتماد بر قوانين سته كند و اوّل آن قوانين معرفت افعال است و ثانى بمعرفت آنچه